خرید بک لینک
اقا من الان داشتم فکر میکردم که واقعا ممکنه یکی منو دعا کنه ؟!! بعد یاد دعا کردن خودم افتادم که خنده ام گرفت تو حرم امام حسین رفتم یه گوشه نشستم بعد خواستم برا همه اونایی که یادم میفتن دها کنم :| بچه های وبلاگی که یادم افتادن رو بگم که چطور معرفی شدن برا امام حسین:| رولی:| چنگیز سبیل:| آبو:| پسر خطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:37

اهل پاک کردن و حذف نیستم معمولا ،و دیروز که به وبلاگ ها سر زدم دیدم خیلی ها از بیخ حذف کردن و شدیدا که نه ، ولی متوسطا ناراحت شدم

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

فکر میکنم الان که برگشتم به وبلاگم چون نا امیدی محض اومده سراغم ... البته دقیق هم نمیشه گفت ولی 99.9 درصد میشه گفت اره :)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

اسم واقعی من اسرا نیس رو فک کنم چند تاتون میدونین و اینقدددددددددددددددررررررررررر بدم میاد وقتی اسم خودم واقعیم رو یکی تازه میفهمه میگه وااااااااای تا حالا نشنیده بودم چرا اسمت این طوریه و هزار تا حرف دیگه که آخریش همین لایو دوستم بود که دوستش هم پیشش بود و کلی مزخرف گفت:| دلم میخواست بهش بگم عنتر و لایو رو ترک کنم ولی نگفته ترک کردم:|

+اسمم رو شدید دوست میدارم:)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

این بی خیالی هایی که نوشتم و گفتم رمز داده نمی شود رو میخوام برم بخونم ببینم چی نوشتم:|

همچینم گفتم رمز داده نمی شود که :)))))

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

امروز میخواستم برم بیرون اصلا هم حوصله نداشتممممممممممممم بعد آینه بغل رو زدم به در و زرتی شکست بیشعور نفهم:| یه فدای سرتم نصیبم شد:| نگو کلا آینه خودش مشکل داشته میخواستن عوض کنن هی امروز فردا میکردن:|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

ارزش آدما به دست خودشون و به مرور زمان مشخص میشه

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

میدونین خوشم میاد از اینایی که تا افسرده میشن خودشون رو مهم حساب میکنن و میرن روانکاو و از این چیزایی که همیشه مشکل داشتم باهاشون و فکر کنم اونا آدمایی مثل من رو هیچ وقت درک نمیکنن که همیشه بعد یه پله افسردگی دیگه یه نقاب بیشتر میاد رو صورتمون و یه تن از تن صدامون کمتر میشه و خندمون یه ولوم بی صدا تر هر چند دیگه برا خندمون ولومی نمونده تا کمتر بشه یا بیشتر :)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

متنفرم از این که به یکی کادو بدی بگه جبران کنم که در طی یه هفته دو نفر بهم گفتن:|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

این جمله که میگن "تا خدا نخواد برگی از درختی نمیفته "رو با دل و جون ایمان داشته باشین بهش

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 12:41

اومدم از خاطرات سفر بنویسم که دلم زخم خورد :)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 7:44

از پشت همین تریبون تولد یه رفیق ناب و مهر بانو و یه آبوی خل و چل رو تبریک میگم ...تولدتون, مبارک, خردادیا^_^

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

سلام عرض میکنم خدمت نامرد ترین رویای جهان:/

امیدوارم حالت همیشه خوب باشه حتی اگه خبری از ما نگیری .

عرض کنم خدمتت که تولدت مبارک امیدورام همیشه شاد و سرزنده باشه و دل خوشی برای همه زندگیت موجود باشه البته تو فریزر:/

به خاطر این که ایام سوگواریه نمیتونیم شادی کنیم بر ما ببخش^_^

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

وای چند وقت میشه که من ننوشتم اینجا؟ حالا بی خیال مهم نیس:) مهم اینه یه تلنگری بهم زده شد که بیام بگم بابا این وبلاگ هنوز نفس میکشه هر چند خاک خورده چند صباحی البته اونم خاک دلتنگی و بی حوصلگی و حال نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:54

دلم میخواست بیام پست بزارم ولی میگفتم عه نه تو میتونی مقاومت کنی ولی با این چند تا کامنت دیگه خیلی خندم گرفت که در مورد پست گذاشتن گفته بودین:))))

خدایش حال میکنین این همه پستو

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40

صفحه بندی