
اقا من الان داشتم فکر میکردم که واقعا ممکنه یکی منو دعا کنه ؟!! بعد یاد دعا کردن خودم افتادم که خنده ام گرفت تو حرم امام حسین رفتم یه گوشه نشستم بعد خواستم برا همه اونایی که یادم میفتن دها کنم :| بچه های وبلاگی که یادم افتادن رو بگم که چطور معرفی شدن برا امام حسین:| رولی:| چنگیز سبیل:| آبو:| پسر خط...
ادامه مطلب
دارم فکر میکنم که چطوری نابودش کنم که برای جامعه بشیریت مضر واقع نشه !!!:|+ یه همچین خواهری داشته باشین دیگه نیازی به یدونه دشمن هم نداریم :|...
ادامه مطلب
بعضی حرفا دروغ بودنشون شیرین تر از راست بودنشونه ... تو دل برو تره...قشنگ تره... به طبع هضمش راحت تره و میتونی باهاش راه بیای هر چند بدونی که همش یه دروغه ...مثلا ؟!!!مثلا وقی که دستمو میزارم و میگم یکم تحمل کن الان خوب میشی ، زودی خوب میشی ... با این که میدونم دروغه ...با این که میدونه دروغه ... اما گفتن و شنیدن این دروغ راحت تر از گفتن حقیقته ... گفتن این دروغ درد رو کم میکنه....
ادامه مطلب
دلم یک پاییز میخواد با هوای ابری با تمام غم هایش که پتو رو تا زیر گلو بکشم و و بخوابم و به هیچ چیزی فکر نکنم همین و بس + بعضی وقتا رو میارم به چیز هایی که ازش متنفرم:) ...
ادامه مطلب
امروزی که تبدیل به یک سفر یک روزه شد :: دلツ دلツ در زمستان هم اگر بخندی درخت انارم شکوفه می دهد ツ اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!اینجا گم که مى شوىبه جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند.:) بایگانی آخرین مطالب پیوندها asra ツ.. ...
ادامه مطلب
نمیدونم چرا وقتی میرم از عابر بانک پول بگیرم وقتی منتظر میشم تا نفراتی که توی نوبت هستن کارشون رو انجام بدن تا نوبت من برسه هی این کارت فلک زده رو میزنم رو دستم:|و اون روز که رفتم یه پسری حدودا 22 ساله با اون موهای سیخ سیخیش و با اون لباس هاییی که انگار خیاطش پارچه کم آورده بود و با اون کفش های ورنی پشت عابر بانک بود قبل از من هم یه آقای میان سنی بود که هردو در انتظار بودین تا این آغا پسر کارش تمو...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
گفتی که درمانت دهمبر هجر پایانت دهم گفتم کجا کی خواهد این؟!گفتی صبوری باید این +مولانا...
ادامه مطلب
اگه الان نهار نخورده باشید و بعد برید یخچال رو باز کنید و دنبال یک چیز کم کالری بگردید و بعد از آن طرف مجبور باشید که ساعت 5-6 برین بیرون چیکار میکنین؟تنها راهی که به ذهنم رسید اینه که خیلی وقته هوس شیرینی خامه ای کردم و البته هوس ساندویچ هم کردم و صدالبته هوس سالاد اولویه ... حالا به نظرتون کم کالرین دیگه اینا نه؟:|+ برا شامم هوس خاگینه کردم که خیلی کم کالریه :))) ...
ادامه مطلب
تمام مسیر رو داشتم به آرزوهام فکر میکردم ولی اگه انصاف رو در نظر بگیریم آرزوهایی آن چنانی ندارم که نشه بهشون رسید و برآورده نشن ... از این آرزوهایی که باید چندین و چندین نفر دست به دست هم بدن تا یکی بر آورده شود یا میلیون ها پول بخواد برای برآورده شدن ...نه آرزوهایی که خیلی ساده است شاید برای خیلی ...
ادامه مطلب
اگه همه 24 ساعت رو یه ساعت هم نخوابیدین و همه روز رو سرتون رو بالش بود هی از سمت دیوار به سمت در بر میگشتین بعد یکهو در این گرما هوا ابری بشه و باد بوزه نم نم بارون بباره چیکار میکنین؟ ... این که چیکار میکنین سلیقه شخصی خودتونه... اما کاری که من کردم از جام بلند شدم و یه نگاهی تو آینه به خودم این چ...
ادامه مطلب
ظرف های کثیف شده را چه کنم؟! :: دلツ دلツ در زمستان هم اگر بخندی درخت انارم شکوفه می دهد ツ اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!اینجا گم که مى شوىبه جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند.:) بایگانی آخرین مطالب پیوندها از صبح بشینی ترجمه کنی ،ترجمه کنی بعد آخر س...
ادامه مطلب
هر بار یکی گفته از یه کلمه ای خوشم نمیاد یا از یه اخلاقی تا جایی که تونستم سعی کردم که در برخورد باهاش رعایت کنم و آزارش ندم چون به نظرم یه جور سوهان روح میشه و هی آزار میده ، هی اعصابش رو بیشتر خورد میکنه و دندوناشو رو هم میکشه و با عصبانیت آب دهنشو قورت میده ... ای کاش وقتی به یه نفر هم میگی خوشم نمیاد این کارو نکن قبول کنه و بپذیره تا این که با رفتارت نشون بدی چقدر بدت میاد ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
ای بابا ای بابا همیشه دلم میخواست کادو کتاب بگیرم یه رمانی شعری چیزی .... که هیچ کسم بهم کتاب کادو نمیده :((((((((((((((( حال بگذریم اما فکرشو نمیکردم اولین کتابی که کادو میگیرم قرآن باشه با تفسیرش آغااااااااااااااااااااااا من ذوق دارم شدید ^_^ +بق بقو این چه کاریه آخه فک کنم تا به دستم برسه من ذوق مرگ شدم ^_^...
ادامه مطلب
هر بار که میومدم وب حداقل یکی از چند نفری که همیشه به وب هاشون سر میزدم و سر به سررشون میزاشتم حداقل یه پیامی میزاشتن که نیستی؟ ... نمیای؟ .. حتی با یه کلمه "سلام"... اگه بخوام بگم یکی از اینا میشه آبو ...میشه فاطمه (مهر بانوی من، که بازم گلی به مرامش که امانتی های منو هر از گاهی نشون میده و حالی میپرسه)... میشه گندمی سمنو به دست ... میشه پسر خط خطی... میشه هانیه(حالت رو از رویا چند باری پرسیدم) ... میشه !!؟..دیگه یادم نمیاد کیا بودن !!...یعنی نمیخوام یادم بیاد ... " فاطمه دوست من یادته بهت گفتم نیازی به حذف نیست ؟!! بعد یه مدت فراموش میشی طوری که انگار بیان تو رو به خودش ندیده :) + از این که رویا و بق بقو رو دارم که بدون این که بخوام شدیم خواهرو رفیق هم ... یه روز نباشم میپرسن کجایی ؟!.......
ادامه مطلب
امروز که باهاش حرف زدم دیدم دلش خیلی پره(دلمو میگم) اونم از دست کی؟ از دست من... بهش قول دادم که یه روز براش وقت بزارم براش شعر بخونم نیما، سعدی، حافظ یا نه، براش شکوفه میخونم اونم اناری^_^... رومان بخونم اون بگه اع دیدی اینجای داستان چقد به دلم نشست و من براش ذوق کنم بگم ای جانم فدای اون دلت ^_^... خلاصه یه روز رو میخوام با دلم باشم و درو پنجره ها روببندم ویه تابلو بزنم ورود ممنوع :)...
ادامه مطلب
_ از بس که تو دانشگاه محبوبم + ^_^ _ اما کی قدر بدونه؟... هعی؟:( + باز تو پررو شدی؟:| _ :|...
ادامه مطلب
نمی دونم واقعا تو این شرایط گیر کردین یا نه؟ مثلا دلتون نمیخواد حرف بزنین اونم وقتی به یه شخصی که مد نظرتونه میرسین و اونم اصلا ول کن نباشه و هی بگه هی بگه هی بپرسه و یه حرف رو هر بار بهتون میرسه میگه یعنی آدم دلش میخواد کلشو از وسط نصف کنه :|.... من که وقتی نگاش میکنم به معنی گوش دادن به حرفاش نیس به معنی اینه که دارم تو ذهنم تصور میکنم که چطوری میشه زد تا حرف نزنه:|...
ادامه مطلب
وقتی که صبح از خواب بیدار بشی و پر انرژی و به یه امیدی از خونه بزنی بیرون و بعد از ظهر ناامید برگردی خونه و دنبال این باشی که یکی پیداش بشه و بهت بگه چی شد ؟!به تویی که بغض گلتو گرفته و دنبال بهونه میگردی که گریه کنی ... و درس تو این زمان یکی پیداش بشه و بگه چی شد؟ بگی نشد و هر چی بگه براش الکی بخندی و بدون این که بهش بگی حوصله ندارم ... خورده تو ذوقم ... دیگه نا امید شدم ... دیگه خسته شدم ... بفهمه که همه این خنده هایی که میزنی الکیه ... همه این خنده ها یعنی خسته ام خیلی خسته ام اما با همه خستگی ها و بدو بدو های خودش، برات حرف بزنه بر عکس روزایی که همه سعیتو میکنی که...
ادامه مطلب