
اقا من الان داشتم فکر میکردم که واقعا ممکنه یکی منو دعا کنه ؟!! بعد یاد دعا کردن خودم افتادم که خنده ام گرفت تو حرم امام حسین رفتم یه گوشه نشستم بعد خواستم برا همه اونایی که یادم میفتن دها کنم :| بچه های وبلاگی که یادم افتادن رو بگم که چطور معرفی شدن برا امام حسین:| رولی:| چنگیز سبیل:| آبو:| پسر خط...
ادامه مطلب
کاش یه نفر بیاد بگه این اخلاقتو دوس دارم ...لازم نیس خودتو عوض کنی...کاش دیگه نگن فلانی رو میبینی کاش اخلاق تو هم مثل اون بود تو هم پر انرژی بودی و همیشه میخندیدی:) +نکه نخوام پر انرژی خندون باشم و همیشه تو جمع سعی کردم نشده +از جمع هم خوشم نمیاد:)...
ادامه مطلب
دلツ خانه شکوفه انار تماس با من اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!اینجا گم که مى شوىبه جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند.:) بایگانی آخرین مطالب بعضی وقت ها یه ریستارت باید انجام بشه:| یک عدد اسرای مظلوم:( شاید من یک مثال بارز از لج بودن باشم همین !! هدیه ی یک عدد خپل فکر کنم خودشو عمیقا فحش داد:| های من در هوی من همه کَسَم در عالم بی کَسی ...
ادامه مطلب
الان اون بالا نشستی داری میبنی که امروز از هر طرف برام داره میباره کیف میکنی نه؟ دمت گرم بابا ... چرا این همه رو یه جا گره زدی؟ الان من گناهم چیه توی این هیری ویری که پرورپوزالمو گم کردم فقط تنها جایی که دارمش ایمیلمه باید همین امروز که ضروریه و لازم دارمش ارور بده و بگه رمزت درست نیست؟ دمت گرم بابا ... دیگه تعارف نکن باز چیزی مونده اگه + یه لحظه خواستم از یکی کمک بگیرم اما باز یه چی مانعم شد ...
ادامه مطلب
یادمه همسایمون رفته بود روی یه چار پایه که فاصله چار پایه دو وجب از زمین همون میشد ... از روش افتاد و استخون پاش طوری خورد شد که پلاتین گذاشتن و جمع و جورش کردن ... دیروز که از یه جایی حدود یه متری که واستاده بودم روی یک بلوک افتادم و بلوکه هم با منم اومد پایین که اگه یه شاخه که تازه جوانه زده بودم...
ادامه مطلب
نکه وقت آزاد زیاد دارم میخوام یه رمان خوبم شروع کنم بخونم :|حالا رمان خوب چی تو چنته دارین ؟ رو کنین پلیز:|(رمان مد نظرمون از این رمان های عشقولانه نیس هر رمانی که خوب باشه در حد رمان صد سال تنهایی که ذهن رو به کار بگیره و نیاز به تمرکز بالا داشته باشه ) وقت کنم کامنتاتون رو تایید میکنم:| + رولی چطوری؟ میخوام حالتو بپرسم بعد میگم بزار حواسش پرت نشه :|...
ادامه مطلب
کاملا به این نتیجه رسیدم یعنی دیگه یقین دارم که دفن کردم و زیر خاکستر بردن حرفا خیلی بهتر از حرف زدنشونه و حتی این که نذاری بقیه بفهمن ظاهرت با باطنت یک دنیافرق داره این بهترین راه برای ادامه زندگیه:) + عرض کنم که پوزش به خاطر تایید نکردن کامنتا انشالله سر فرصت :)...
ادامه مطلب
بعضی وقتا تامیاین یه نفر رو بزارین جلوتون دودوتای زندگیتون رو بهش بگین ... فکر میکنین که حواسش یه جای دیگه اس و اصلا به حرفاتون گوش نمیده و شما به روی خودتون نمیارین به حرف زدنتون ادامه میدین و وقتی که طرف مقابلتون بهتون جواب میده میبینین که همون جوابی رو میده که شما میخواستین بشنوین و میبینین که نه بابا حواسش بوده درست مثل زمانی که دارین با خدا حرف میزنین و فکر میکنین که خدا حواسش به شما و حرفاتون نیس اما وقتی که جواب میده میگی خدا جونم دمت گرم حواست بوده و من نمیدونستم ؟!+ خدایا اگه صدام تا اون بالا بالا ها هم نرسید، نرسید... فقط جوابمو بده:)...
ادامه مطلب
خدا گر ز حکمت ببندد دَری ز رَحمَت گُشاید درِ دیگری از دو روز پیش دارم فکر میکنم به این یک بییت شعره آخرشم به این نتیجه رسیدم که خدایا قربونت برم آخه نمیشه قبلش بگی کدوم درو میخوای ببندی که وقتی بستی.. قشنگ با دماغ نریم توش؟! :|یا وقتی میخوای در دیگه ای باز کنی باز قبلش بگی که ما با سرعت زیاد نریم به هوای این که دره بسته اس و یه دفعه در باز بشه با کله بریم تو؟! :|هر چند تا بوده دماغمون ناکار شده :(+ خدایا درسته بعضی وقتا زیادی دماغم له میشه قهر میکنم ...اما تو دیگه نزاری بری ها یکم واستا خودم آشتی میکنم :((...
ادامه مطلب