و سخنی با خواهر
رویا چشماتو باز کن ببین چی میگم جمعه صبح بشه و تو بری بیای آبغوره بگیری بگی گند زدم خودم گوشت تا گوشت سرتو میبرم ... اصلا سر تو رو چرا سر اون جوجتو گوشت تا گوشت میبرم ... رویا کنکور رو دادی دیگه بیرون اومدی کنکور تموم شده دیگه حتی فکرشم نمیکنی ... رویا خواهرم سعیتو همون سر جلسه بکن و تمرکز کن و فکرت هزار جا نباشه جز کنکور... رویا خواهرم میدونی که هانیه میخواد تک بیاری ... بق بقو میخواد دکتر شی ... لابد این وسط آبو هم میخواد یه چی بشی فرصت نشده بگه ... یکی میخواد دندون پزشک شی... و من میدونی که چی میخوام؟ ... نمیدونی؟ ... خب یاد آوری میکنم که برام مهم نیست چه رشته دهن پر کنی قبول شی ..ر تبت چند باشه ... همین که حال دلت خوب باشه و چیزی که میخوای بهش و برسی برام کافیه ،دقت کن گفتم چیزی که خودت میخوای نه بقیه... البته اگه قبول شی برات مامان جوجه رو میخرم : دی الکی ها جدی نگیر:|
برچسب:
نویسنده: سارا احمدپور